تاریخ انتشار : جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۶
کد خبر : 5408

جان پدر کجاستی؟

جان پدر کجاستی؟

شعر دکتر گیتی فروز ، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور اهواز به مناسبت حمله تروریستی به دانشگاه کابل جان پدر کجاستی؟ کام، چو زهر، تلخ شد، شهد و شکر کجاستی؟ ظلمتِ دیو، چیره شد، صبحِ ظفر کجاستی؟ مُرد چراغِ خانه ام، طلعتِ آفتاب کو؟ رفت فروغِ دیده ام، نور بصر کجاستی؟ تنگ شده است

شعر دکتر گیتی فروز ، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور اهواز به مناسبت حمله تروریستی به دانشگاه کابل

جان پدر کجاستی؟

کام، چو زهر، تلخ شد، شهد و شکر کجاستی؟
ظلمتِ دیو، چیره شد، صبحِ ظفر کجاستی؟

مُرد چراغِ خانه ام، طلعتِ آفتاب کو؟
رفت فروغِ دیده ام، نور بصر کجاستی؟

تنگ شده است آشیان، تیره شده است آسمان
هست دلم چو بندیان، راهِ مفرّ کجاستی؟

بار غمانِ کابُلم بس که نشسته بر دلم*
نیست رمق که برکشم آهِ جگر کجاستی؟

رویِ زمان سیاه شد، پشتِ فلک دو تاه شد
پشتِ فلک چو بشکند، کوه و کمر کجاستی؟

“عقربِ” هجر: جانگزا، دورِ قمر: ستم فزا
سوخت ستاره های شهر، قرصِ قمر کجاستی؟

باغ ز داغِ لاله ها پر ز “فغان” و ناله ها
چشمه چشم خشک باد، شاخه تر کجاستی؟

ریخته اند بر زمین، خونِ سیاوشان ز کین
ساکنِ قاف را بگو: چاره مگر کجاستی؟

گرچه فتاده‌ای ز پا هم چو “قلم”به سر برو!
در رهِ دانش ای پسر! پا، چه و سر کجاستی؟

مویه جانگدازِ من وردِ زبان شهر شد:
“جانِ پدر کجاستی؟جان پدر کجاستی؟”

*بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم…(سعدی)
علی محمد گیتی فروز
شانزده آبان ( عقرب) ۱۳۹۹// اهواز

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.